دلم تنگه برات
  
                                                                       بنام او که عشقش بی انتها، مهرش بی پایان ورحمتش بیکران است
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 25 آبان ماه سال 1384

baraye didane fonte farsi
Right Clilck>>Encoding>>Arabic(windows)
 
 
عاشقانه ها
لطفا اسپیکرها ی خود را روشن کنید
 
توی یکی از این هزار شب وقتی سرت رو بلند میکنی می بینی بین
 
میلیونه
 
ستاره یکی از اون ستاره های خیلی قشنگ و فروزان نظرت رو به به
 
 خودش جلب می کنه.

بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند می کنی و اون ستاره رو
 
اونقدر تماشا
 
 می کنی تا بالاخره به خواب می ری.

اما یک شب که سرت رو رو به آسمون بلند میکنی دیگه هیچ اثری از
 
 اون ستاره نیست.
 
اون موقعی است که تموم غمای دنیا
 
هری میریزه تو دلت.

بعد از اون شب تا مدتها دیگه سرت رو رو به آسمون بلند نمی کنی.
 
 
223
 
 تا بالاخره بعد از مدتها می فهمی با رفتن اون ستاره باز هم زنده ای..
 
باز هم زندگی می کنی..نفس می کشی و

دنیای پیرامونت هنوز وجود داره.پس دلیلی نداره که نخوای به اون میلیونها میلیون
 
 ستاره دیگه نگاه نکنی.

بعد از اون تصمیم هر شب می ری و یکی از اون ستا ره های خیلی
 
قشنگ رو تماشا میکنی و باز هم یه شب می ری و
 
 
233
 
 
 میبینی اثری از اون ستاره نیست.

اما دیگه مثل دفعه قبل نا امید نمی شی و باز می ری سراغ
 
 یه ستاره زیبای دیگه.

همشون می رن تا اینکه نوبت می رسه به آخرین ستاره ی
 
 که توی آسمون وجود داره.

اما آخرین ستاره هرگز از بین نمی ره...چون تو با نهایت وجود دوستش داری
 
262
 
0215-img17
 

باد صبا مژده داد وصال دوست

 

نشینم چشم به راه تا کنم جان فدای دوست

 

ساقیا در بر می مطرب و تنبور کجاست

 

که همین یک شبی این جان در بزم شماست

 

بشکست اگر دل من فدا به تار موءیست

 

گنه دلم همین که اسیر ماه روییست

 

هم غم دوری او هم نیشها بر دل نشست

 

پیری از راهی رسید و بر سرو رویم نشست

 

دل با همه دردها فارغ  ز هر کینه ز اوست

 

فرهاد دورانم عشق شیرینم  هموست

 

بعد از این ورد زبانم شکر اوست

 

که همه مفعولیم و فاعل خواست اوست         

 

   ( فرشاد)

 
211
 
263
 
214
 
32708
  
el7lwa-el-9-8
   
39
 
82
   
23
  
208
  
215
  
204
 
صور فنیه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 
پنجشنبه 19 آبان ماه سال 1384

 

 
نامه ای به اشک یار تنهاییام
  

سلام به تو دوست خوبم  اشک

سلام اشک  خوبی سلامتی  چه خبر

چند وقت بود که چشمهام و تنها گذاشته بودی

پیش خودت فکر نمی کردی دلم برات تنگ میشه چشمهام از دوریه تو غصه دار میشن

اشک می دونی چیه

دلم برات تنگ شده می خوام دوباره گریه کنم

دلم باز پر از درد شده پر از کینه شده باز هم دلم سیاه شده

می خوام دلم و پاک و زلال کنم

می خوام دلم و صاف کنم

اشک می دونی چیه

بهت حسودیم میشه

اشتباه نکن من آدم حسودی نیستم اما نمی دونم چرا به تو حسودیم میشه

شاید به خاطر اینه که هرگز آلوده نمیشی هرگز کثیف نمیشی

شاید به خاطر اینه که از چشمای عاشقها میای پایین

شاید به این حسودیم میشه که تو از دل عاشقا بلند میشی و از چشم فرو میریزی

شاید به خاطر اینه که عمر کوتاهی داری اما عمری با عزت داری

وقتی متولد می شوی تا وقتی که میمیری

در این مدت چند دقیقه ای دل عاشق و پاک می کنی به عاشق و آدم آرامش میدهی

در آن مدت کوتاه عمر چشمان انسانها را زلال می کنی

من بهت حسودیم میشه کاش من هم اشک بودم تا عمری کوتاه و با عزت داشتم

 می دونی اشک تو خیلی خوبی خیلی خوب هر وقت دلی می شکنه

هر وقت دلی پر از درد و کینه میشه هر وقت چشمی پر از خشم میشه

تویی که با آمدن در چشم خشم و نفرت را از بین میبری و جای آن چشمان پر از نفرت

چشمانی می آفرینی که پر از مهرو محبت است

اما اشک

اشک اشک

ببخشید من و من یک چند تا گله ای از تو دارم ببخشید از شما دارم

من و ببخش اگه باهات صمیمی میشم و به جای شما می گم تو

چون خیلی وقته با هم آشناییم و دوست    چند ساله که یار شبهای تنهایی من هستی

دوست دارم با رفیق تنهاییهام صمیمی بشم دیگه نمی خوام بهت بگم شما بهت می گم تو

چون دوست منی

اشک من از توشکایت هم دارم ناراحت نشو اما چیزهایی رو می خوام بهت بگم که تو تا حالا نمی دونستی

اشک تو من و آروم می کنی اما نمی دونم چرا وقتی داخل یک جمع بهم بی حرمتی میشه توی یک جمع

وقتی عشقم عزیزم یارم من و بی آبرو می کنه

وقتی توی جمع کمرم و خورد می کنه تو دلت برام می سوزه و از چشمانم جاری می شوی

اما اشک می دونم تو من و دوست داری دلت برام می سوزه اما وقتی عشقم زندگیم من و خورد می کنه

تو چرا من و خورد می کنی چرا توی جمع آبروم و می بری چرا جلوی اون از چشمانم جاری می شوی

اشک خودت می دونی من کمرم شکسته دلم شکسته دلم پیر شده

ببین ببین اشک دستام می لرزه پاهام دیگه نای راه رفتن داره

اشک تو که می دونی همه بهم نامردی کردن همه دلم و شکستن

کسی که عشقم و زندگیم بود کسی که همه امید من بود

تو که دیدی چه طور دلم و شکست

تو که دیدی چه طور آبروم و ریخت

تو که دیدی چه طور آرزوهام و به باد داد

تو که دیدی دلم و شکست

تو که دیدی کمرم و خورد کرد

چرا آخه تو  تو به من نامردی می کنی چرا توی جمع از چشمان من جاری می شی

چرا توی جمع آبروی من و میریزی

چرا دوست داری همه بدونند من تنهام

چرا دوست داری همه بدونند من آواره شهر و دیار غربتم

چرا تو توی جمع از چشمانم جاری می شوی

چرا تو جلوی چشمان او که  چشمانش با اشک غریب است از چشمان من جاری می شوی

تو من و می شکنی پیش مردم پیش این همه انسانهای سنگ دل

اشک من تو رو خیلی دوست دارم تو که خودت بهتر می دونی دیگه آبروم و نریز

اشک تو که می دونی من رسوای روزگارم من رسوای عشقم چرا من و بیشتر از این رسوا می کنی

می دونی چیه اشک دوست دارم فقط توی تنهاییام از چشمان من جاری شوی

اشک خودت بهتر می دونی وقتی از چشمان زن جاری می شوی

تو از دلش بیرون میای درسته

همه مردم می گن اشک بخار قلب شکسته است

اما من می گم اشک از خون جگر است

اشک خودت می دونی وقتی یه زن گریه می کنه چقدر دلش شکسته است چقدر تنهاست 

وقتی یه زن  گریه می کنه دلش پر از درد و غمه که گریه می کنه

من هم خیلی گریه می کنم چون که خیلی تنهام چون که همه من و رها  کردن

اشک خودت می دونی تن من بدن من پشت من پر از خنجره

خنجره دوست خنجر کسانی که فکر می کردم دوستان من هستند

اشک خودت می دونی که وقتی دل به کسی می بستم تا آخرش پاش بودم

اشک وقتی که من با او هم قسم شدم تا آخر عمر پای قسمم می موندم

اما او قسم من و شکست دل من و شکست

اشک تو که با من آشنایی تو که می دونی من چی می کشم

وقتی که در کوچه تنهایی راه می روم وقتی به در خونشون می رسم وقتی ساعتها جلوی در خونشون می نشینم

تویی که با من هستی اشک تو آن زمان یار من هستی

کاش می دانست چقدر دوستش دارم

کاش می دانست بعد از آنهمه نامردی که به من کرد من باز هم دوستش دارم

کاش مرا جلوی خانه اش می دید که چه طور گریان نشسته ام و آواز درد و غم و تنهایی می خوانم

اشک تو شاهد من باش که چقدر پایبند رفاقت بودم

اما هر رفیقی خنجری شد بر پشتم

اشک تو رو به خدا قسمت می دهم حالا که کمی از تنهایی دور شده ام حالا که یکی پیدا شده که بهم میگه دوستت دارم حالا که یکی پیدا شده مرحم دردهای کهنه من شده حالا که یکی پیدا شده که دست بر روی سرم می کشد

تورو خدا دیگه آبروی من و نریز دیگه جلوی چشمان این یکی از چشمانم جاری نشو نمی خوام این یکی بفهمد چقدر سختی کشیده ام

می خوام فکر کنه که انسان خوشبختی هستم

نمی خوام با تنهاییهام با دردهام با غمهام یارش کنم

می خواهم یار شادی هایم باشد یار روزهای شادم نه یار روزهای ماتمم

اشک تو دوست منی دیگه آبروم و پیش این یکی نریز

نمی دانم آیا این پسر لایق عشق من است یا نه اما من عشقم را به پایش میریزم

عشق تمام محبتهای دنیا را به پایش میریزم 

اشک تو هم برای من دعا کن

اشک من و ببخش از این گله گی که ازت کردم

نمی خواستم ناراحتت کنم

من و ببخش 

 

    

 

 

 

بیگانه با دل

 

نمی دانی چه دلتنگم
چه بی تابم
چه غمگینم چه تنهایم
تو را هر شب صدا کردم
نمی بینی نمی خوابم

بیا تا باورت گردد
که بی تو کمتر از خاکم
ولی با تو به افلاکم

بیا با آرزوهایم
بسازم خانه ای در دل
سراغم را نمی گیری
مگر بیگانه ای با دل؟

 

                                                                                     

 

 

 

 


 
چهارشنبه 18 آبان ماه سال 1384

 



 

 

Hosted by Tinypic.com

 

 sr_ marandyyahoo.com

 

 

  

نمی بخشم

 

تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی

با او آهسته میرفتی سراپا محو او بودی

صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی

شکستی عهد دیرین را گنه کردی گنه کردی

گناهت را نمی بخشم

ای دریا آبی صاف دلت مال من است

چه شبها را که من تنها به یاد تو سحر کردم

چه عمری را که من بیهوده به پای تو هدر کردم

تو عمرم را هدر کردی گنه کردی گنه کردی

 

... نیست

 

گناهت را نمی بخشم

همین بود آن صفایی را که میگفتی

همین بود آن وفایی را که میگفتی

تو که خود این چنین بودی چرا روزم سیه کردی

گنه کردی گنه کردی

گناهت را نمی بخشم

 

 

 

 

 



 

 

 

Hosted by Tinypic.com

Hosted by Tinypic.com


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 70108


Powered by BlogSky.com

 
 
Zhtml> دلم تنگه برات
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog

*** **