X
تبلیغات
رایتل
عاشقانه ها

 

 

غربتِ من با تنِ تو

غربتِ کویر و بارون

گوشه گوشه ی اتاقم

داره ار خونِ تنت٬جون می کنه

غربتِ دستِ تو و من

غربت خشکی و دریا

برای به تو رسیدن

ندارم از کسی پروا

من همیشه با تو بودم

از تو خوندم و سرودم

کوله بارِ غصه هات و

روی دوشم می کشوندم

دلِ من جدا از عشقش

گوشه ای غمگین و تنها

بی رمق تو خلوتِ خود

شده غرقِ خواب و رؤیا

آسمون ها زیرِ پامه

هر چی شوقه تو صدامه

وقتی تو کنارم هستی

نورِ عشق توی نگامه

من همیشه با تو خوندم

از تو خوندم و سرودم

کوله بارِ غصه هات و

روی دوشم می کشوندم

غربتِ دلِ من و تو

به بزرگیِ زمینه

غربتِ بودن و رفتن

بینِ ما فاصله اینه

زیرِ بارونِ نگاهت

خیس شدم اما نرفتم

واسه پیدا کردنِ تو

من کجاها که نگشتم؟!

من همیشه با تو بودم

از تو خوندم و سرودم

کوله بارِ غصه هات و

روی دوشم می کشوندم

نمی خوام از آسمون چیزی برات بیارم


 عکستو رو قله ی  بذارم


 نمی خوام از پشت ابر ماه رو واست بچینم


فقط تو خواب و رؤیا تو باشی در کنارم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام تو ‹ویام سوار ابرا بشم


 تو آرزوی کالم باز با تو تنها بشم


 من نمی خوام که با شعر حرفمو گفته باشم


توی خیالم واسه تو شب یلدا باشم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام فکر کنی که عاشقیم یه حرفه


 یه کم اگه نباشی آب می شه ، مثل برفه


دلم می خواد بدونی دلم مث یه دریاس


به وسعت نگاهت ، عمیق و خیس و ژرفه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام بگم که چشات خود ستارس


 چشات اگه نباشه ستاره بی اشارس


من نمی خوام رو کاغذ فقط نوشته باشم


 دیدن روی ماهت تولد دوبارس


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام بگم که صد بار واسه تو مردم


 قد تموم دنیا عاشق و دلسپردم


می خوام خودت حس کنی بدون طعم حرفت


چه قدر تو قحطی نور ، لحظه ها رو شمردم


می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


 من نمی خوام بهار شه ،‌من عاشق پاییزم


 پاییز می شه عاشق تر واسه تو اشک می ریزم


من نمی خوام عاشقیم مثل بقیه باشه


 فقط بگم فدات شم ،‌فقط بگم عزیزم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام با چشمام بهت بگم دیوونم


 من دوس دارم بگی که ، نگو ، خودم می دونم


 من نمی خوام آخر قصه مونو بدونی


من نمی خوام زبونی بگم پیشت می مونم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


نمی خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم


 یا که نشونت بدم عاشقیمو با غصم


من نمی خوام که دنیا فقط تو رؤیا باشه


 از گلای ارکیده قصری برات بسازم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام داشتنت ،‌واسه من آسون بشه


 نعمت با تو بودن ، اینجا فراوون بشه


 من نمی خوام با خودت ، بگی که نه محاله


امید عاشق من ، شبیه مجنون بشه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات ، مرگو آسونتر کنی


 من نمی خوام بگم که بباری بارون میاد


 به خاطر تو چشم گلای رز خون میاد


 من نمی خوام فکر کنی حرفای عاشقونم


همین جور آسون می ره ، همین جور آسون میاد


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام که کوه و بشکافمش با تیشه


پر سیاوشونو ببرمش با ریشه


 من نمی خوام تو نامه یه قولی داده باشم


 که می مونم کنارت حتی پس از همیشه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


نمی خوام این نوشته ، کارا رو بدتر کنه


 پلکاتو سنگین کنه ، اون چشاتو تر کنه


 من نمی خوام با حرفام یه وقت دلت بلرزه


 آتیش تصمیممو رنگ خکستر کنه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام بگی نه ، می خوام برات بمیرم


 برای اولین بار اجازه نگیرم


من نمی خوام فکر کنی ، رها می شم با مردن


مرگ منم می گه که صید توام اسیرم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


دیگه دارم می میرم ببین چشامو بستم


 به عشق مردن برات ، تو انتظار نشستم


من نمی خوام که قلبی برای من بشکنه


من نمی خوام بشکنی ، من واسه تو شکستم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من واسه ی تو مردم ، این حرف آخرینه


 دوس ندارم به جز تو ، کسی اینو ببینه


 تو توی آسمون باش ، این جاها جای تو نیست


 تو قلب آسمونی ، اینجا زیر زمینه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام گل برام بیاریی پرپر کنی


این شعر آخریمو یه وقت از بر کنی


بقیه روزای طلایی عمر تو


یه وقت خدا نکرده با سرزنش سر کنی


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

 

www.hamtaraneh.com 

 

+نوشته شده در دوشنبه 19 آذر‌ماه سال 1386ساعت03:02 ب.ظتوسط سارا |
* *